تبليغاتX
اوزاق یوللار






















اوزاق یوللار

ادبی،فرهنگی،اجتماعی و اطلاع رسانی

           

             خوانندگان گرامی دل نوشته ی ذیل را ادیب و یار و یاور همیشگی وبلاگ اوزاق یوللار سرکار خانم "مهندس نغمه عاشوری "برای شما تدارک دیده اند که حضورتان تقدیم میداریم.امیدواریم مورد پسند شما عزیزان قرار گیرد. 

 نغمه عاشوری در سال ۱۳۵۳ ـ (ه.ش) در شهرستان چالوس دیده به جهان گشود،از آنجائی که در یک خانواده فرهنگی متولد شده بود و پدر و مادر وی از دبیران دبیرستانهای نوشهر و چالوس بشمار می آمد و از طرفی منزل پدریشان ماوی اهل دل و شاعران و ادیبان بود.از همان کودکی شیفته ی ادبیات گشت. از نغمه متن های ادبی متعددی را تاکنون شاهد بوده ایم.

وی کارشناس ارشد مهندسی کشاورزی با گرایش ژنتیک و اصلاح نژاد دام می باشد. برای یکایک خوانندگان صمیمی وبلاگ و همچنین دوست و همکار بزرگوارم خانم مهندس نغمه عاشوری سعادت و سربلندی آرزومندیم.

                                                                 مدیریت وبلاگ ادبی و فرهنگی اوزاق یوللار

                                                                        عسکر علیائی کلیان(یاشیل)

 

              چندی است می خواهم بنویسم،اما بی حوصلگی و رخوت،شاید بعبارتی دلمشغولی های زندگی فرصت نوشتن را از من گرفته است! نزدیک به یک ماه از فصل زیبای بهار هم سپری شد،مثل برق،مثل باد و به همین سادگی. نه این که فکر کنی مطلبی یا موضوعی برای نوشتن نیست!نه هست،فراوان و جسته و گریخته.اما گاهی رخوت چنان در من نفوذ می کند که درمانی برایش متصور نیست،جز خزیدن در کنج عزلت و غوطه ور در تفکر و به یاد روزهای نارس بودن،خوابیدن وگاهی وقت ها نیمه خواب و نیمه بیدار سرک می کشم به دور و برم.

در زندگی اشتباهاتی زیادی کرده ام،اشتباهاتی که گاهی مدام سایه اش را در کنارم حس می کنم.دلهای را شکسته ام،که صدای شکسته شدنشان را و پژواکش را درخودم دائم به وضوح می شنوم .چیزهایی را ندیده به حال خود رها کرده ام که تصویرشان را مدام در حرکت پیوسته ام می بینم و دردهایی را درمان نبوده ام که دودش را ممتد و سنگین در تمامی زندگی ام احساس می کنم.

شیطان در کنارم پیوسته دلداری ام میدهد،که انسان جایزالخطاست!و در آخر:"شگفتا وقتی که بود نمی دیدم،وقتی که می خواند نمی شنیدم،وقتی دیدم،که نبود،وقتی شنیدم که نخواند.چه غم انگیز است وقتی که چشمه ای سرد و ذلال در برابرت می جوشد و می خواند و می نالد،تشنه ی آتش باشی و نه آب و چشمه که خشکید.چشمه که از آن آتش که تو تشنه ی آن بودی بخار شد و به هوا رفت و آتش کویر را یافت و در خود گداخت و از زمین آتش رویید و از آسمان آتش بارید،تو تشنه ی آب گردی و نه آتش و بعد عمری گداختن از غم نبودن کسی که تا بود از غم نبودن تو می گداخت."

 

------------------------

- مطالب  نوشته شده در داخل علامت "          " از آثار دکتر شریعتی عینا اقتباس شده است.   

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 11:34 توسط یاشیل| |

                           

                                        بنام خداوند متعال

        خوانندگان محترم وبلاگ اسال نو را خدمت شما بزرگواران و خانواده های گرامی تان تبریک می گویم.امیدوارم سال خوبی برای شما عزیزان باشد انشاالله. عذر مرا بخاطر دیر به روز رسانی وبلاگ بپذیرد.

شایان ذکر است در این پست نسبت به درج  آگهی فراخوان سومین جشنواره ی ادبی - فرهنگی "آنامین یایلیغی" که با همت و درایت شما ادب دوستان  و تلاش های شبانه روزی مدیریت محترم انتشارات آنامین یاییلیغی  جناب آقای سعداالله دنیوی و همکارانشان برگزار خواهد گردید ،اقدام می نماییم.

بی شک از آنجائیکه این جشنواره به صورت کاملا غیر دولتی برگزار می گردد امید است کمکهای مادی و معنوی خود را از این جشنواره و متولیان آن دریغ نفرمائید.

برای  تک تک شما دوستان ارجمند سعادت و سربلندی آرزومندم.

                                                   عسگر علیائی کلیان(یاشیل) 

 

فراخوان سومین دوره جشنواره غیر‌دولتی «آنامین یایلیغی»

سومین دوره جشنواره غیر‌دولتی «آنامین یایلیغی» با نماد همیشگی مادر «آنا» و با هدف ایجاد انگیزه و نشاط، شناسایی، شناساندن و بارورتر کردن استعدادهای نهفته همراه با احترام به پیشکسوتان و بهره‌گیری از تجارب ایشان، در دو بخش شعر و مقاله به زبان‌های ترکی و فارسی برگزار می‌شود.

این دوره از جشنواره به صورت اینترنتی خواهد بود – فراخوان جشنواره در وبلاگ انتشارات یایلیق به آدرس:

{www.e-yayliq.blogfa.com} موجود است- و همانند ادوار قبلی به برگزیدگان لوح تقدیر و تندیس جشنواره اعطا خواهد شد؛ جشنواره آنامین یایلیغی جوایز نقدی ندارد و به هیچ عنوان جایزه محور نیست.

 

 بخش شعر:

1- موضوع اشعار: آزاد

2- قالب اشعار: آزاد{تمام قالب های شعری}

3-زبان اشعار: ترکی و فارسی

4- تعداد اثر: هر شرکت کننده در هر یک از بخش‌های (اشعار سنتی ترکی، اشعار آزاد ترکی، اشعار سنتی فارسی و اشعار آزاد فارسی) تنها می‌تواند یک اثر به جشنواره ارسال فرماید.

5- شرکت‌کنندگانی که سقف مورد نظر را رعایت نفرمایند، جشنواره در انتخاب آثار آنها- به صورت تصادفی- آزاد خواهد بود.

6- اشعار هر بخش در صورتی داوری خواهد شد که در همان بخش حداقل 30 شرکت کننده وجود داشته باشد.

7- اشعار سنتی و آزاد ترکی به صورت جداگانه داوری خواهد شد.

8- اشعار ترجمه‌ای در جشنواره شرکت داده نخواهد شد.

9- مشخصات اثر: عنوان اثر، قالب اثر و سال خلق اثر

10-اشعار ارسالی باید در محیط word با قلمb zar  و اندازه 13، تایپ و ارسال شود.

10- بخش افتخاری: پیشکسوتان عزیز و سایر علاقمندان در صورت تمایل به صورت افتخاری هم می‌توانند در این بخش شرکت فرمایند؛ البته باید در ذیل آثار، جمله –به صورت افتخاری- قید گردد.

11- آثار افتخاری در بخش مسابقه شرکت داده نخواهد شد.

12- اشعار ارسالی برگشت داده نخواهد شد و جشنواره در بهره برداری از آنها به صورت مجموعه و کتاب آزاد است.

 

  بخش مقاله:

موضوع مقاله: بایاتی ائلیمیزین تاریخی

زبان: ترکی و فارسی

شرایط مقاله:

1- تناسب متن با عنوان مقاله

2- تازگی محتوا و خلاقیت در طرح دیدگاه‌ها، تدوین و تنظیم

3-استفاده از منابع معتبر و علمی همراه با ذکر منابع

4-مقاله از حیث ساختار باید شامل عنوان مقاله، نام و نام خانوادگی محقق یا محققین، مقدمه، متن مقاله، خلاصه، نتیجه‌گیری و منابع باشد.

5-مقالات ارسالی باید حداقل در 8 صفحه و حداکثر 15 صفحه باشد و در محیط word با قلمb zar  و اندازه 13 تایپ و ارسال شود.

6- ارسال مقاله به صورت فردی و گروهی آزاد است.

7- مقالات در صورتی داوری خواهد شد که در این بخش، حداقل 15 شرکت کننده وجود داشته باشد.

8- مقالات ارسالی برگشت داده نخواهد شد و جشنواره در بهره‌برداری از آنها به صورت مجموعه و کتاب آزاد است.

9- بخش افتخاری: پیشکسوتان عزیز و سایر علاقمندان در صورت تمایل به صورت افتخاری هم می‌توانند در این بخش شرکت فرمایند؛ البته باید در ذیل آثار، جمله –به صورت افتخاری- قید گردد.

10- آثار افتخاری در بخش مسابقه شرکت داده نخواهد شد.

 

 نکته‌ای درمورد داوری:

کسانی که تمایل به داوری در این جشنواره را دارند، می‌توانند با ارسال مشخصات فردی و سکونتی خود همراه سوابق فرهنگی، هنری و تحصیلی حداکثر تا تاریخ 15/1/1391 متقاضی داوری در یکی از بخش‌های اشعار ترکی، اشعار فارسی و مقاله شوند؛ این بخش از داوران توسط شرکت‌کنندگان انتخاب خواهند شد.

با توجه به این که بخشی از داوران جشنواره توسط شرکت‌کنندگان انتخاب خواهند شد، هر شرکت‌کننده از تاریخ 17/1/1391 تا 25/1/1391 با همان شماره همراهی که همراه مشخصاتش به جشنواره خواهد فرستاد، می‌تواند به یکی از متقاضیان داوری در هر بخش رأی دهد –از طریق پیامک به شماره‌هایی که در ذیل قید شده است- .

 

 مشخصات فردی شرکت‌کنندگان و {متقاضیان داوری}:

1-الزامی: نام، نام خانوادگی،نام پدر، تخلص هنری،جنسیت(مرد/زن)، تاریخ و محل تولد

2-اختیاری:میزان تحصیلات، شغل، خلاصه سوابق فرهنگی و هنری،آثار چاپ شده و درحال چاپ، و عکس

 

 مشخصات سکونتی شرکت‌کنندگان و {متقاضیان داوری}:

1-الزامی: آدرس پستی شامل: استان، شهرستان، شهر/روستا، خیابان اصلی و فرعی، کوچه، پلاک و کد پستی؛تلفن ثابت و همراه

2-اختیاری: نشانی سایت، وبلاگ و ایمیل

 

 نحوه ارسال:

شرکت کنندگان محترم و {متقاضیان داوری} آثار و {مدارک} خود را فقط به ایمیل

 {ss.donyavi@gmail.com} ارسال فرمایند، در ضمن شماره‌های 09358017967-09148637090 خطوط ارتباطی بین جشنواره و علاقمندان خواهد بود. 

 

 زمان بندی:

شروع ارسال اثر: 12/12/1390

آخرین مهلت ارسال اثر: 1/2/1391

اعلام نتایج: 23/2/1391

 

 نکات مهم:

1- اخبار رسمی جشنواره غیر‌دولتی «آنامین یایلیغی» از طریق وبلاگ انتشارات یایلیق ارائه می‌شود.

2-با توجه به این که جشنواره غیر‌دولتی آنامین یایلیغی در تبلیغات هم متکی به لطف دلسوزان و علاقمندان است فلذا خواهشمندیم برگزاری این جشنواره را از طریق قرار دادن فراخوان در وبلاگ و سایت، چهره به چهره، کامنت گذاری، ارسال ایمیل، فرستادن پیامک و ... به اطلاع علاقمندان، شعراء و مقاله‌نویسان برسانید.

3- به کسانی که این جشنواره را به صورت منطقی و علمی و بدون اهانت به ادیان و مذاهب، اقوام،اشخاص حقیقی و حقوقی؛ نقد فرمایند، لوح تقدیر اعطا خواهد شد.

4- هر شرکت‌کننده‌ای که در هر بخش و در 3 دوره برگزیده شود، در یک دوره به عنوان داور حضور خواهد داشت.

5- اسامی شرکت‌کنندگان در وبلاگ انتشارات یایلیق درج خواهد شد و عدم درج به منزله نرسیدن اثر به جشنواره است.

6- نشانی وبلاگ‌ها و سایت‌هایی که فراخوان جشنواره را انتشار کنند، در وبلاگ انتشارات یایلیق در پست مطلب جداگانه‌ای قرار داده خواهد شد.

7- شعراء و مقاله‌نویسان سایر کشورها با رعایت قوانین جشنواره فقط به صورت افتخاری می‌توانند در جشنواره شرکت کنند.

 

منبع:وبلاگ  انتشارات آنامین یایلیغی

http://www.e-yayliq.blogfa.com/

نوشته شده در دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 12:42 توسط یاشیل| |

 

 

 

خوانندگان محترم وبلاگ اوزاق یوللار از لطف بی دریغ و محبت های همیشگی تان بی نهایت سپاسگزارم.در این پست غزلی تحت عنوان "برکه ی نور" را از استاد سخن و دریای عرفان زنده یاد خانم دکتر زهرا پیشرفت شاعر،نویسنده و استاد محترم دانشگاه و یار و همراه صمیمی سالهای پیش وبلاگ اوزاق یوللار را به همراه ترجمه ی تحت الفظی ترکی آن تقدیم شما عزیزان میدارم.

همانطوریکه می دانید این غزل از کتاب شعر منتشر شده "راز گل سرخ" این استاد فرزانه انتخاب شده است.

استاد زهرا پیشرفت درسحرگاه روز یکشنبه مورخه ی 11/11/1379- (ه.ش) در سن 56 سالگی براثر نارسایی و ایست قلبی جان به جان آفرین تسلسم نمود.

روحش شاد و یاد و خاطراش گرامی باد.

امیدوارم مورد پسند شما عزیزان خواننده قرار گیرد،لطفا با نظرات ارزشمندتان ما را همراهی فرمائید.

 

                                                             با تشکر عسگر علیائی کلیان(یاشیل)  

                                                             21/10/1390- (ه.ش)                

 

 

 

 

 

                    "برکه ی نور" 

                                   

                            شعر: از زنده یاد خانم دکتر زهرا پیشرفت        

 

پـر می کشد دلم برای تو و در هــوای تو        

سرشارم از سرود عشق تو و از نوای تو

 

چشمــانت از زیارت خورشیــده آمـــده  

یـا برکـه ای ز نــور بود چشم های تــو؟

 

پــرواز کــن کبــوتر افلاکیــم!کــه مــن

با بال عشق همره توام . پا به پای تــو

 

چشمت طلوع صبح نشاط آور من است

جــان و دل و تمــام وجودم فــدای تــو

 

در کــوره راه ســرد و نفس گیــر زندگی

"مــن ایستــاده ام که بمیــرم برای تــو"

 

 

.......................................

"ایشیق گولمه جه سی"

 

                    ترجمه ترکی:عسگر علیائی کلیان(یاشیل)

 

کونلوم قاناد چالیر سنه و سنین ایزین – توزوندا(حیس و حالیندا)

دولویام سنین سئوگی ماهنی ندان و سنین سسیندن

 

گوزلرین گونش گوروشوندن گلمیش!

یا نوردان دوغرولموش بیر گولمه جه اولموش؛گوزلرین

 

اوچ،گویلر گویرچینیم!کی من

سئوگی قانادیلا سنین آردینجایام،آیاق با آیاق

 

گوزلرین شنلیک گتیرن،یاریلان صوبح یم دیر منیم

گوده م،کونلوم؛بوسبوتون وجودوم فدا اولسون سنه

 

یاشام ین سویوق و نفس تویشه دن جیغیریندا

"من دایانمیشام کی سنین چون اوله م"

 

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 14:27 توسط یاشیل| |

 

                                                                  

                                                        تدوین:عسگر علیائی کلیان(یاشیل)

               مراسم سقف پوشانی منازل روستائی در روستاهای خلخال و کاغذکنان و یا به عبارتی مناطق مختلف آذربایجان که از آن به عنوان مراسم "دام باسدیرما " نام برده می شود از اهمیت زیادی در فرهنگ و مدنیت مردم آذربایجان بخصوص روستاهای مناطق خلخال و کاغذکنان برخوردار می باشد.بخش کاغذکنان به مرکزیت آقکند با 124 پارچه آبادی تا سال  ۱35۸هجری _ خورشیدی از توابع شهرستان  خلخال بشمار می رفت که سالها سال این دو منطقه با فرهنگ و مدنیت منحصر بفرد خویش نقش بسزائی در شکل گیری فرهنگ مشترک مردم  زحمت کش آذربایجان ایفا نموده است.

 وجود مراسم و باورهای خاص و بعضا مشترک در این مناطق،همیشه نامهای خلخال و کاغذکنان را در کنار همدیگر قرار داده است. مراسم سقف پوشانی منازل و یا دام باسدیرما یکی از مراسم ویژه و منحصر به فرد موجود در این مناطق می باشد که بسیار زیبا و نمادی از کار و تلاش مشترک مردمان ساکن در این مناطق می باشد.صاحب خانه ابتدا و قبل از مراسم دام باسدیرما نسبت به تیرریزی سقف با همکاری همسایگان خود اقدام می نماید.یک روز قبل از اجرای مراسم بسته به ابعاد سقف مورد نظر چندین نفر از فامیل و همسایگان روستائی که توان کار کردن را داشته باشند،توسط صاحب منزل جهت همکاری و هم یاری به صورت شفاهی به این مراسم دعوت می گردند.

 در روز اجرای مراسم تعدادی از آنها نسبت به آماده سازی کاه و گل و عده ای هم نسبت به حمل کاهگل در سبدهای چوبی به بالای پشت بام منزل مورد نظر اقدام می نمایند.چندین نفر نیز نسبت به جاسازی کاهگل  و مسطح سازی سقف و یک نفر نیز به ماله کشی اقدام می نماید.شیب پشت بام نیز قبل از ماله کشی مشخص و در مرحله ی ماله کشی نهائی می گردد.

کسانی که برای این کار دعوت می گردند،هیچگونه اجر و مزدی از صاحب خانه نمی گیرند.مگر این که در این روز همسر و یا فرزندان بزرگتر صاحب خانه نسبت به تهیه ی صبحانه و ناهار و بعضا شام برای دعوت شدگان  اقدام می نمایند.صبحانه را معمولا آش و ناهار را معمولا برنج آبکشی شده به همراه رشته و عدس و شام را عمدتا آبگوشت تشکیل می دهد.صاحب خانه از این غذاهای لذیذ برای تعدادی از اقوام و همسایگان نیز سهم(پای) می برد.در حین اجرای مراسم بایاتی ها و اشعار فولکلوریک بصورت دسته جمعی خوانده می شود. این مراسم با صلوات حاضرین به پایان رسیده و در پایان مردان پرتلاش دستهای همدیگر را به رسم اتحاد و همدلی می فشارند.

 

-----------------

ـ  بخش کاغذکنان به مرکزیت آقکند بر اساس  پیشنهاد شماره  ۱۰۳۸۸/۵۳/۹۰۸۱ مورخه ۱۰/۱۰/۱۳۵۸ وزارت کشور در تاریخ ۱۵/۱۰/۱۳۵۸  هجری ـ خورشیدی با تصویب نامه شورای انقلاب از شهرستان خلخال جدا و به شهرستان میانه پیوست.شهرستان میانه از شهرستانهای استان آذربایجانشرقی به مرکزیت تبریز می باشد.

ـ بخش کاغذکنان در حال حاضر تنها 74 روستا را شامل می گردد.

ـ  روستای کلیان که اهالی به آن کلگان می گویند در  منطقه ی کاغذکنان شمالی و در کنار روستاهای برانقار،خلف،گلوجه،خرده بلاغ(خیردابولاق)،قوشه بلاغ(قوشا بولاق) واقع شده است.روستای کلیان در حال حاضر نزدیک به ۴۰ خانوار ساکن می باشد.

ـ پای آپارما یا بردن سهم از شولن ( شیلان )  به بزرگترها و اقوام و همسایگان  یادآور احترام به بزرگترها و اقوام و همسایگان  می باشد.

نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 11:32 توسط یاشیل| |

 

بنام خداوند متعال

خوانندگان عزیز و صمیمی وبلاگ اوزاق یوللار

با سلام و عرض ارادت مجدد

قابل ذکر است که پژوهشگر ارجمند جناب آقای محمدعلی اوجاقی نیارق با لطف بی دریق شان حقیقتا این حقیر را شرمنده نموده و مطلبی را در آخرین پست وبلاگ "پایگاه نیارق پژوهی" در رابطه با بنده درج نموده اند که به علت عدم امکان درج نظر در بخش نظرات پست مربوطه لازم می بینم در همین جا از زحمات ایشان  قدردانی نمایم.ضمنا مطلب مندرج در آخرین پست پایگاه نیارق پژوهی را عینا در اینجا درج می نمایم.

                                                                        عسگر علیائی کلیان(یاشیل)

................................................................................................................

 

                                                               به قلم:محمدعلی اوجاقی نیارق

          چندی پیش هدایایی گران بها (دو عنوان کتاب) از طرف شاعر و نویسنده گرامی و دوست ارجمند آقای مهندس عسگر علیایی دریافت نمودیم که لازم دیدیم از طرف این پایگاه معرفی شود هرچند اکثر اهالی هنر و ادبیات،با نام و آثار دوست عزیزمان آشنا هستند.

مجموعه اشعار شاعر وطن پرست ـ آقای علیایی متخلص به "یاشیل"که با عنوان"خزانسیز باهار" در سال ۱۳۸۱ انتشار یافته است، توام با ظرافت و زیبایی خاصی سروده شده است که نشان از توانایی و تبحر شاعر به ادبیات ترکی می باشد.با مطالعه این مجموعه می توان دریافت که" یاشیل" در عالم ادبیات جایگاه والایی دارد.

اشعار گنجانده شده در مجموعه شعر"خزانسیز باهار" غالبا در قالب قوشما و گرایلی سروده شده است که اکثر شاعران بنام آذربایجان از جمله شاه اسماعیل ختایی،ملا پناه واقف،حسین عارف و ...در این سبک طبع آزمایی کرده و اشعار زیبایی به یادگار گذاشته اند.

نام کتاب دیگر دوست عزیزمان"فولکولور توپلاما قیلاووزو" می باشد که با همکاری آقای دکتر گونئیلی(نویسنده و محقق مشهور آذربایجان) گردآوری و در سال ۱۳۸۴ بچاپ رسیده است.چنانکه از عنوان کتاب هم پیداست این مجموعه درباره آداب و رسوم عامه مردم آذربایجان و همچنین روش گردآوری آن،تهیه و تنظیم شده است.

در فهرست کتاب ۱۶۸ صفحه ای عناوینی همچون:فولکولور و فولکولور توپلاماق اوزرینده ،طبیعت و یاشاییشلا باغلی فولکولور،فولکولورون چئشیتلی قوللاری و ...به چشم می خورد که درباره هر یک از عناوین توضیحاتی تقریبا جامعی داده شده است.

ضمن آرزوی توفیق به جناب آقای علیایی کلیان(یاشیل) نمونه ای از سروده هایشان را با هم مرور می کنیم:

                قلم

باغلادیغین ایلقاریندان

تئز یورولوب سوسما قلم

نامردلرین قارشی سیندا

محکم دایان اسمه قلم

 

غیرتینی یادا ساتما

ائل قایغیسین باشدان آتما

یادلارین دادینا چاتما

گوزله حاققی باسما قلم

 

حاققا قول اول اولان یئرده

سووار اونو سولان یئرده

قونچا بارا دولان یئرده

قول بوداغین کسمه قلم...

ملاحظه:قیلاووز:مقدمه لشگر،راهبر،دلیل و راه(فرهنگ ترکی ـ فارسی شاهمرسی)

 

منبع:وبلاگ "پایگاه نیارق پژوهی"

                                     http://niyaragh.blogfa.com/

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 9:25 توسط یاشیل| |

 


             این یار دیرین استاد شهریار پس از 60 سال کار فرهنگی بر اثر کهولت سن در منزل شخصی خود در منطقه طالقانی تبریز چشم از جهان فرو بست.

 استاد یحیی شیدا در سال 1303 هجری ـ شمسی در شهر تاریخی تبریز دیده به جهان گشود، پدرش مرحوم حسن یوزباشی چرندابی از مجاهدان مشروطه و از محله چرنداب تبریز بود.

وی از سال 1327 هجری - شمسی همکاری خود را با مطبوعات آغاز کرد و در نخستین قدم در روزنامه «آذر مرد» به عنوان سردبیر مشغول به کار شد.

 استاد شیدا، مدتی در مدرسه طالبیه تبریز رشته علوم دینی را تحصیل کرد و به زبان‌های آلمانی، عربی، ترکی و فارسی آشنایی کامل داشت.

وی عضو انجمن نویسندگان باکو و دارای دکترای افتخاری ادبیات از این مرکز دانشگاهی بود. از آثار و تالیفات وی می‌توان فرآورده‌ها، در زوایای تاریخ نثر، تلواسه‌ها، قصاید، غزلیات، پسرخان، دریای متلاطم، جنایات زن یا شاهکارهای طبیعت ، ادبیات اوجاغی در سه جلد، اودلار وطنی، اودلی سوزلر، اون جزوه و بی ریانین اوره ک سوزلری اشاره کرد. پیکر این ادیب بزرگ نظم و نثر ساعت 10 صبح امروز شنبه از مقابل مجتمع فرهنگی هنری تبریز تشییع می شود.
 مدیریت وبلاگ اوزاق یوللار درگذشت این شاعر و نویسنده ی پر آوازه و از اساتید برجسته ی ادبیات ترکی و یار و همراه سالهای دور استاد شهریار را به همه ی فرهنگ دوستان کشور بالاخص ترک زبانان تسلیت می گوید.
نوشته شده در شنبه سی ام مهر 1390ساعت 8:15 توسط یاشیل| |

 

             خوانندگان محترم وبلاگ اوزاق یوللار،همانطوریکه میدانید ترکان ازبک در افغانستان عمدتا در صفحات شمالی و مرکزی از جمله فاریاب،شبرغان،مزار شریف و ... استقرار دارند که این حقیر در وبلاگ های اوزاق یوللار و آلقیش مطالب زیادی را در خصوص ترکان ازبک افغانستان و آثار ادبی شان به سمع و نظرتان رسانیده ام.

نکته قابل توجه اینکه تعدادی از برجسته ترین شاعران و نویسندگان معاصر ازبک در ولایت فاریاب افغانستان به دنیا آمده و به زبانهای ترکی ازبکی و فارسی دری آثار بی نظیری را خلق نموده اند.

اینک به منظور آشنای با بیوگرافی و نمونه ای از آثار ادبی شاعر معاصر و برجسته ی ازبک "عبدالرئوف نفیر فاریابی" چکیده زیر که توسط دوست و برادر اندیشمندم دکتر صبور نریمان از ترکان ازبک افغانستان تهیه شده و در وبلاگ "نیسایا" درج گردیده را حضورتان تقدیم می دارم.

امیدوارم همچون گذشته ارتباطات ادبی مان در حوزه ی مجازی با فرهیختگان کشور افغانستان اعم از دری زبانان و ترک زبانان(ازبک و ترکمن) بیش از پیش مستحکمتر گردد.

                                     عسگر علیائی کلیان(یاشیل)

 

-------------------------------------------------------

 

                                                        گردآوری دکتر صبور نریمان

 

« عبدالرؤوف نفیر فاریابی فرزند محمد رسول قلی برلات متولد به سال ۱۳۰۵ هـ. ش. وی از ملیت اوزبیک بوده در قریة اونجلاد مربوط ولسوالی حضرت امام صاحب ولایت فاریاب در یک خانوادة منور دیده به جهان گشود. تعلیمات ابتدایی را در مکتب ابتداییة اونجلاد تکمیل کرد و تعلیمات متوسطه را در شهر میمنه به پایان رسانید.

تا سال ۱۳۵۵ که آخرین سال کارهای دیوانی وی بود، در محاکم بلخ، فاریاب، تخار و جوزجان کارهایی داشت. عبدالرؤوف نفیر از همان آوانی که سوادش بر آمد به مطالعة آثار تاریخی و شعری علاقة خاص داشت. او به زبانهای  دری و ترکی اوزبیکی آثار فراوانی دارد و کارهایی هم در زمینة تذکره نگاری و لغت نویسی انجام داده است. رسالة «سخنوران جوزجانان» او که در بر گیرندة شرح حال شعرایی از علاءالدین اندخویی تا نادم قیصاری است قابل توجه و دقت میباشد. این رساله به گونة پراگنده در سالهای ۱۳۴۰ ـ ۱۳۴۱ در جریدة ستوری قسماً چاپ شده است.» (۱)

نفیر فاریابی در داعیة جهاد بر علیه قوای اشغالگر روس در فاریاب سهم قابل ملاحظه گرفت. و جهاد خود را با خسته گی ناپذیری از جبهة فرهنگ آغاز کرد و با تأسیس مکاتب دهاتی در مناطق تحت تسلط مجاهدین در فاریاب همراه با دیگر خدمتگذاران عرصة معارف چون مرحوم عبدالقدوس خان معلم به اولاد مردم علم و دانش آموخت، به اهتمام وی ده ها باب مکتب و تحفیظ قرآن کریم و ملای خانه گی در مناطق مختلف فاریاب که دور از ساحة کنترول دولت وقت بود، تأسیس گردید. وی ناصر خسرو وار سوار بر مرکب و گاهی پای پیاده از آن سوی مرزها، خورجینهای انباشته از کتاب را حمل میکرد، تا روحیة مقاومت ملی و جهاد بر علیه بیگانه گان را از آبشخور فرهنگ و معنویات سیراب کند. شادروان نفیر در دوران جهاد کارهای قابل یادکردی در عرصة فرهنگی و عرفانی انجام داد. از آن شمار میتوان از تجدید چاپ اثر معروف لکسیکالوژی (محاکمة اللغتین) امیر علیشیر نوایی نام برد که با مقدمه و اهتمام وی از طریق سلسلة نشرات فرهنگی (اتحادیة اسلامی ولایات سمت شمال) در پاکستان چاپ گردید.

نفیر فاریابی به زبانهای ترکی اوزبیکی، دری، پشتو و ترکی استانبولی تسلط تمام داشت و برخی از اشعار از وی به زبان ترکی موجود است. وی در عرفان و تصوف نیز دلبسته گی تمام داشت و پیرو طریقت نقشبندیه بود. نامبرده بر علاوة شخصیت فرهنگیش یکی از مبارزین و شخصیتهای ملی در صفحات شمال کشور بوده و در راه احقاق حقوق حقة ملیتهای محکوم کشور، بخصوص جامعة ترکی زبانان افغانستان مبارزاتی خسته گی ناپذیر انجام داد.

نفیر فاریابی برخی مکاتبات شعری با محمد امین سادم (اوچقون) یکی از مبارزین ملی و شعرای ترکی گوی کندوزی الاصل (فعلاً مقیم عربستان سعودی) انجام داده است. همچنان وی با ایرگش اوچقون (رفیق فطرتی) شاعر رسالتمند اوزبیک (فعلاً مقیم ایالات متحدة امریکا) علایق ایجادی نزدیکی داشته است همچنان با فقید نورالله خان قرایی نیز همسویی فکری داشت.

مرحوم نفیر تخمیسهای زیادی بر غزل استادان ادب ترک ـ اوزبیک چون امیر الکلام نوایی، محمد فضولی، مولینا لطفی هروی، میرزا سلطان حسین بایقرا، ظهیر الدین محمد بابر و همچنان ابن یمین معروف به «ملا اکة» جوزجانی بسته و یا هم با سرودن نظیره به استقبال آنها رفته است. قوت طبع و ایجادی وی به زبان اوزبیکی در افادة مضامین ملی و حماسی در حد استادی است. وی شناخت وسیعی از تاریخ و پیشینة فرهنگی ترکها داشته و این نکته او را از ایجاد کاران دیگر متمایز میسازد. وی کارهای در خور تأملی در راستای فولکلور شناسی انجام داده است، به همینگونه در قسمت طرح معما و تعمیه سرایی و صورت حل آن دست بلندی داشت.

شادروان نفیر فاریابی در دوران جهاد بر علاوة پاکستان به ایران و ترکیه سفر نموده و با دانشمندان آن سامان به تبادل افکار پرداخت، وی تقریباً هفت سال از عمر خود را در بحبوحة جهاد به طور پراگنده در پاکستان گذرانید.

حُجم کلی آثار نفیر فاریابی بر اثر بی توجهی و حوادث روزگار در امان نمانده است.

همچنان وی با مستشرق معروف انگلیسی «جوناتن ـ ال ـ لی» چندین بار در میمنه ملاقات نموده و اکثریت معلوماتی که در رابطه به تاریخ و تشکیل اتنیکی میمنه و فاریاب به قلم این مستشرق نگاشته شده، از وی اخذ گردیده است. چنانچه در رسالة «تاریخ میمنه از اوایل اسلام تا قرن بیستم» مرحوم نفیر اشاراتی به آمدن جوناتن ال ـ لی در سالهای ۱۳۶۰ و ۱۳۵۰ دارد.

مرحوم نفیر یک مسلمان کامل آگاه و معتقد و عالم به مسایل شرع شریف محمدی صلی الله علیه وسلم بود. در ضمن آگاه به مسایل قضایی و حقوقی بود، در مسایل میراث از لحاظ شرعی به حدی وارد بود که پیچیده ترین مسایل میراثی و ترکه را به نیکوترین وجه مطابق احکام شرع شریف حل مینمود. قضات وقت و مسؤولین امور قضایی در صورت بروز مشکلات از وی استمداد میجستند و بیشتر اوقات اهل قضاء و قضات وقت جهت آموزش مسایل قضایی و احکام آن نزد وی آمده زانوی ادب را بوسه میدادند. وی بعد از دوران تقاعد و بازنشسته گی در زمان حاکمیت داؤد خان در سال ۱۳۵۲ با گشایش «دار الوکاله» به دستگیری و معاونت آن عده از هموطنانش که زیر چکمه های سیاست استبدادی وقت حقوق ملی و اجتماعی شان لگد کوب میگردید، شتافت و سالها به حمایت از حقوق مدنی و شرعی آنان پرداخت.

برخی آثار وی در جریدة فاریاب طی دهة چهل و پنجاه با اسمهای مستعاری چون «ع ـ ارلات» و «اونلی» نشر گردیده است. وی دارای شش فرزند، دو دختر و چار پسر  بود که فعلاً فرزندانش در فاریاب زنده گی میکنند.

او در عرصه تاريخ و ادبيا ت تحقيقات زيادي را به انجام رسانيده و كتاب هاي قيمتداري در اين زمينه از ايشان به يادگار مانده است.

تنها  قسمتی از تاریخ میمنه  نفیر  توسط الحاج محمد کاظم امینی اقبال چاپ یافته است. چشم براه چاپ  تمام آثار ارزشمند این محقق برجسته کشور هستیم.

نفير به دو زبان ترکی ازبيكي و دري شعر مينوشت.
مرحوم نفیر فاریابی به روز ۱۷ سنبله سال ۱۳۷۱ در دشت بلوچ پایین در اثر یک توطئة خایینانه به طور وحشتناکی به شهادت رسانیده شد.

(۱) رنگین کمان شعر، مجموعة مؤلفین، ۱۳۶۹، میمنه، مطبعة دولتی فاریاب، ص ۱۱۰/

 

نمونه شعر :

آه ايرور هجر و غمينگدين كوزلريم نمناك راك

تانگ ايماس اولسه يوراكيم غنچه ينگليغ چاك راك

كيپريكينگ تيري يوره ك بغريمني پاره ايله گان

ناسور اولماي زخميغه قوي مرهمي چالاك راك

صف توتيب دور قصد ايلاب قتليمه قاش و كوزينگ

 غارت ايلر كونگل ايچره هر بيري بيباك راك

تير عشقينگ تيشدي  كوكسيم ني نوايي ايتكوديك :

(كورمادوك زخمي كه تيكگان ساري بولغاي چاك راك )

وه نفيرينگ اورته بان كوپ اونگه بيداد ايله بان

گرچه يوقدور عشقينگه بير كيمسه اوندن  پاك راك

 

             

منبع:وبلاگ ادبی" نیسایا"ـ ی انجمن ادبی سلسله ی موی دوست افغانستان
 
http://anisaya.blogfa.com/post-34.aspx
 
 
 
 
 
                   
نوشته شده در شنبه شانزدهم مهر 1390ساعت 15:16 توسط یاشیل| |

   
                                                                   محمد حسین حسین پور
 
                                                                 ۲/۷/۱۳۹۰ هجری - شمسی 
 
                                                                   
           تاریکی در سالن حاکم است. سکوت تنها صدایی است که با گوش هایم می شنوم. تک تک صندلی های خالی به صحنه زل زده اند؛ آخرین «یایلیق» را از روی سن بر می دارم و از پله ها پایین می آیم. تا به در خروجی برسم،چراغ ها، صندلی ها، سقف و شوفاژهای سالن را تماشا می کنم. در را می بندم و از پله ها پایین می روم. همه رفته اند.

      نور پروژکتوری کوچک به«یایلیق» ها تابیده می شود. از روی سن و مهمانانی که روی صندلی ها نشسته اند، خبر ندارم. صدای دست ها و فریادها نشان می دهد که آن طرف سن چه شور و حالی است و در این سمت، شاید فضایی سرد و خاموش حاکم است، ولی به همان اندازه هیجان داریم. فرقی نمی کند که کدام طرف باشی، مهم این است که اینک اینجایی.

      کنار پرده می روم، آن را کنار می زنم. نام ها خوانده می شوند، افراد منتخب روی سن می آیند، جایزه ی خود را گرفته و پایین می روند. رو به رو را نگاه نمی کنم، فقط به سن زل زده ام و افرادی که روی آن حضور دارند. لوح، تندیس و کتاب...نفرات برتر و ... .

     جای بلنگوها را عوض می کنم. تماشاگران و مهمانان صدای سنتور و ضرب را شنیده اند و تا توانسته اند نوازندگان را تشویق کرده اند. چه صدایی، چه آهنگی، فقط کافی است گوش فرا دهی به صدایی که حتی پس از پایان اجرای موسیقی، در ذهن تکرار می شود.

     مسئول جشنواره و مجری در پشت صحنه با هم صحبت می کنند و برنامه، سخنرانان و شاعران بعدی را با هم بررسی می کنند.  ورق ها، سن برنامه و نحوه ی اهدای جوایز روی میزی قرار دارد. آن ها را بار دیگر مرور
می کنیم. در پشت صحنه همه چیز آرام است و احساس می کنم در آن سو نیز همینگونه باشد. همه در آرامشی کامل به برنامه توجه می کنند.

      صدای شاعران را می شنوم، مجری نامی می خواند، شاعری پشت تریبون قرار گرفته، شعرش را می خواند. نام ها و صداهایشان به گوشم می رسند. چند مهمان مهم نیز خود را رسانده اند، چند نفر دیگر در راهند و اندکی بعد خواهند رسید. مسئول جشنواره، حین سخنرانی، از مجری می خواهد که برنامه را چگونه ترتیب دهد. در ذهنم تصویر سازی می کنم که اینک روی صحنه، روی صندلی ها، اتاق فرمان و... چه می گذرد. آیا همه ی آن ها که روی صندلی نشسته اند، همین حسی را دارند که در این سوی پرده ما داریم؟

      صندلی ها به طور کامل پر نشده، کسی می گوید:«سرود جمهوری اسلامی ایران را پخش کنید»، سرود پخش می شود و همه به احترام آن می ایستیم.

     قاری پشت تریبون قرار گرفته، قرآن می خواند. سکوت بار دیگر حکم فرما می شود و صدایی جز ندای قرآن مجید به گوش نمی رسد. پس از تلاوت آیات قرآن، مجری به پشت میزش رفته و صحبت می کند. برنامه شروع شده است.

مجری خود را به پشت صحنه می رساند. برنامه را با یکی از همکارانش مرور کرده، برای خود در کاغذهای جداگانه ای، ترتیب اسامی را یادداشت می کنند.

      

     «یایلیق»ها روی صحنه نصب می شوند. روی سیاهی،«یایلیق»های رنگارنگ جای می گیرند. سن شلوغ است و هر کس به کاری مشغول. چشم دوخته ام به صندلی هایی که تا چند ساعت دیگر پر خواهند شد و شور و شوق و هیجان فضای سالن را پر خواهد کرد.

     کودکی روی سن آمده، پایه میکروفن را برایش تنظیم می کنم، شعرش را می خواند. همه خوشحال،همه راضی، همه پر از هیجان...صدای تشویق ها رسیده است به آسمان.

     مادر روی سن می آید.

     خم می شود، می بوسد...چادر، «یایلیق»...دل مادر کجاست؟ شعری می خواند، اشک ها بر چشم ها چون رود جاری...مادر

    صدای مادر لرزان...«یایلیق»نشان فاطمه زهرا(س)...نشانه ی زینب(س)...

   اشک ها بر چشم ها...

    و دوباره از اول...

    دوربین ها، تصویربرداران و عکاسان جشنواره، ضبط می کنند آنچه می گذرد را. اما خبر از دل ها ندارند که تا ابد خاطره ی این صحنه های ضبط شده را، هرگز پاک نخواهند کرد.

    تنها جشنواره ای است که در پشت صحنه نشسته و آن سوی صحنه را مجسم می کنم. نه چیزی می بینم و نه با کسی طرف هستم. مخاطب من، تخته چوب ها، میز، ورق، قلم، لوح، تندیس و...؛ اما دلم در آن سو جا مانده و هیچ کدام از این ها جای آن را نخواهند گرفت.

    مادر هنوز روی صحنه است...

                                                 

منبع:وبلاگ "انتشارات یاییلیق" استان اردبیل    

                                                  http://e-yayliq.blogfa.com

نوشته شده در یکشنبه دهم مهر 1390ساعت 13:25 توسط یاشیل| |

 

      خوانندگان فهیم و ارزشمند وبلاگ اوزاق یوللار،همانطوریکه می دانید مراسم اختتامیه دومین جشنواره ی ادبی "آنامین یایلیغی" به زبانهای ترکی و فارسی توسط انتشارات یایلیق استان اردبیل و با همکاری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان و کتابخانه ی شهید مطهری اردبیل در روز چهارشنبه مورخه ۳۰/۶/۱۳۹۰ ـ (ه ـ ش) در تالار بیضای اردبیلی شهر اردبیل از ساعت۳۰/۱۶ الی ۱۹ برگزار گردید.

در این جشنواره ادبی که به صورت ملی برگزار گردید،اساتید،شاعران،محققین حوزه فرهنگ و ادبیات و مردم فرهنگ دوست شرکت نمودند.جا دارد ضمن تقدیم گزارش اختصاصی مراسم اختتامیه ی این جشنواره که عینا از وبلاگ انتشارات یایلیق نقل می گردد،از دبیر محترم انتشارات یایلیق جناب آقای سعدالله دنیوی و همچنین مدیر محترم اجرائی آن سرکار خانم ربابه قلی زاده تشکر نموده و این گزارش را به سمع و نظر شما خوانندگان گرامی تقدیم دارم.

                                                     عسگر علیائی کلیان(یاشیل)

 

 

در نهایت پس از ماه­ها کار و تلاش شبانه روزی و با تمام مشکلات مادی و کمبود امکانات و با اراده و پایمردی در تاریخ 30/6/1390 اختتامیه جشنواره "آنامین یایلیغی" در دو بخش شعرـ با موضوع و قالب آزادـ و مقاله ـ با موضوع آنا آذربایجان ادبیاتینداـ توسط انتشارات یایلیق با حمایت فرهنگ پروران و فرهنگ دوستان بویژه دوستداران فرهنگ و هنر منطقه آذربایجان برگزار شد.

سن (صحنه) سالن با ظرافت و زیبایی خاصی آراسته شده بود و الواح تقدیر و تندیس­های جشنواره بر زینت آن افزوده بود.داور نجفی که به همراه همکاران و دوستانش زحمت طراحی دکور و تصویر برداری از جشنواره را می­کشیدند،چنان در این امور دقت و درایت نشان می­دادند که گویی می­خواستند تمام هنر و اندیشه خود را در این امور به کار ببندند. سادگی ، صمیمیت و دوستی قبل ، حین و بعد از اختتامیه موج می­زد و به نظر می­رسد رمز موفقیت این جشنواره همین یک­دلی و پذیرش آن از سوی مردم است.

ساعت 30/16 با پخش سرود ملی برنامه شروع شد وبا قرائت قرآن توسط سید مرتضی فتحی محفل معنویتی خاص یافت؛مجری جشنواره (ملیحه خیر) با خواندن شعری در مقام مادر ، رسول ایرانی از پارس آباد را جهت خواندن شعر با مضمون یایلیق و آنامین یایلیغی به سن فراخواند و پس از اجرای شعر توسط او ، آقای مهدی بابایی با همراهی دوست هنرمندش  با نواختن سنتور و تنبک هنرنمایی کردند.

در این برنامه که در آن اساتید و پیشکسوتان برجسته فرهنگی و هنری کشوری و استانی حضور داشتند ، کودک 10 ساله­ای از مشگین شهر با نام سپهر خادم مسجد شعری دکلمه کرد و سپس حسن معصومی از اردبیل ، لیلا سفیدیان از اردبیل ، ایلقار موذن زاده که در کنارش دختر کوچکی با یایلیق در سرش حضور داشت از مشگین شهر ، زمان پاشازاده از پارس آباد ، عسگر علیائی کلیان(یاشیل) از کرج ، رباب ستاری از اردبیل ، ابوالفضل ثوابی از تبریز ، الهام دورنما از اردبیل به ارائه اشعار خود پرداختند؛ دکتر حسین محمد خانی(گونئیلی) از اساتید کشوری و از داوران جشنواره مطالبی درمورد اشعار داوری شده ارائه کردند.

پس از شعرخوانی یوسفعلی گلدسته(قوجا) از پارس­آباد و نسرین شیردل از اردبیل ، به دعوت مجری برنامه و تشویق حضار ، سعداله دنیوی بانی و دبیر جشنواره آنامین یایلیغی در سن حاضر شد و پس از عرض سلام و خوش­آمد­گویی سخنان خود را با انتقاد که خودش اشاره کرد گلایه است ، شروع کرد و گفت اگر آمار بگیریم مهمانان گرامی جشنواره از حضار و هنرمندان محترم همشهری بیشتر هستند و این امر نوعی فاجعه به نظر می رسد و ادامه داد اگر  یک نفر شرکت کننده و بنده در این سالن باشیم باز هم این جشنواره ادامه خواهد داشت.

مدیر مسئول انتشارات یایلیق سپس به ارائه آمار پرداخت و گفت:92 نفر شامل 64 شرکت کننده آقا و 28 شرکت کننده خانم حدود 150 اثر در بخش های شعر و مقاله به جشنواره فرستاده بودند که با توجه به متن فراخوان که درج شده بود از هر شرکت کننده در هر بخش یک اثر در جشنواره شرکت داده خواهد شد ، بنا­بر­این 94 اثر به بخش داوری راه یافت که 70 اثر شعر ترکی و 24 اثر شعر فارسی را شامل می شد.3 اثر مقاله هم به جشنواره ارسال شده بود که به علت محدود بودن داوری نشد اما به خاطر اهمیت این بخش برای جشنواره به هر 3 شرکت کننده این بخش لوح تقدیر اعطا خواهد شد ولی این کمی مقاله نشان می­دهد که تحقیقات علمی بخصوص در مورد فرهنگ بومی منطقه آذربایجان در بین جوانان رونق چندانی ندارد. 

دبیر این جشنواره افزود از 11 استان آذربایجان شرقی ، آذربایجان غربی ، زنجان ، البرز ، خراسان رضوی ، تهران ، لرستان ، کردستان ، خوزستان ، قم و اردبیل و 24 شهر تبریز ، پارس­آباد ، خوی ، مشگین­شهر ، قوچان ، تهران ، مراغه ، ارومیه ، بروجرد ، زنجان ، سقز ، خلخال ، میاندوآب ، میانه ، سبزوار ، کرج ، نمین ، سلماس ، مرند ، بناب ، بازرگان ، شوشتر ، قم و اردبیل در جشنواره شرکت کرده بودند که با توجه به بودجه جشنواره که حدود 600 هزار تومان است مطلوب به نظر می رسد.بانی جشنواره ادامه داد ، در این دوره 54 شرکت کننده از استان اردبیل بودند و 38 شرکت کننده دیگر از 10 استان ذکر شده در این جشنواره شرکت کردند ؛ از داوران دوره قبل فقط یک نفر در این دوره داوری کرد و از برندگان دور قبل هم یک نفر در این دوره برنده شد و افزود از ابتدای دوره قبل تاکنون در 6 نشریه استانی و کشوری فراخوان جشنواره و یا مطالبی درمورد جشنواره چاپ شده است که عبارتند از : اردبیل فردا ، صبح سبلان و آوای اردبیل هر سه از نشریات استان اردبیل ، شاپرک از نشریات سراسری که مطلبی با قلم لطف اله شیرین زبان در آن به چاپ رسیده بود ، بایرام از نشریات استان زنجان و آفتاب آذربایجان از نشریات استان آذربایجان شرقی.

سعداله دنیوی پس از ارائه گزارش ، زیبایی خاص این جشنواره را در نماد هیشگی آن (تجلیل از مقام مادر،"آنا") نمایان کرد و گفت علیرغم ایرادی که برخی به بنده می گیرند باز هم این نماد را در عمل نشان خواهم داد و همانند دوره قبل با دعوت از مادر ارجمند خود به سن و با بوسه­ای بر پای ایشان تالار بیضای اردبیلی را بهشت عواطف کرد.این تصویر خیال انگیز چنان در حضار تاثیر گذاشت که حاضرین با دست زدن ممتد و اشک و لبخند به ابراز احساسات پرداختند.

مادر گرامی سعداله دنیوی با لحنی سرشار از عاطفه و حزن ضمن خوش­آمد­گویی و خواندن یک بایاتی درمورد یایلیق و بیان این که یایلیق همان عصمت و نجابت است و یادگار حضرت زهرا (ع) و حضرت زینب (ع) صحنه را ترک کرد و بانی جشنواره به ارائه اشعاری از سروده­هایش پرداخت.

پس از دبیر جشنواره ، مدیر اجرایی این دوره از جشنواره که به گفته سعداله دنیوی زحمت بسیاری برای این دوره از جشنواره کشیده بود از پشت سن که در آنجا مشغول فعالیت بود به روی سن آمد و پس از سلام ، خوش آمد­گویی و تشکر کوتاهی سن را ترک کرد.

با ارائه شعر توسط  استاد صمد مرادی از کرج و بهمن خادم مسجد از مشگین شهر که هنوز تحت تاثیر تصویر خیال انگیز جشنواره بود؛ نوبت به اهدای جوایز رسید.

در دور اول اهدای جوایز عسگر علیائی کلیان(یاشیل) ، عمار احمدی ، خواسته (مسئول سالن) ، صابر فرزانه وش (از پیشکسوتان سینما) و سعداله دنیوی برای اهدای جوایز دعوت شدند و برنامه با تجلیل از یک عمر خدمات پیشکسوتان شروع شد و از اساتید گرامی عاصم اردبیلی ، منصور جدی ، عباد ممی زاده( همگی از اردبیل) ، بهمن خادم مسجد از مشگین شهر و دکتر حسین محمد خانی (گونئیلی) از تهران با اهدای لوح تقدیر ، تجلیل به عمل آمد.سپس مژگان دورنما ، ثریا حمیدی ، رامین جهانگیرزاده و موسی ذوالفقاری پور به نمایندگی از حامیان جشنواره(حامیان جشنواره از اردبیل ، مشگین شهر ،تبریز ، زنجان و تهران بودند) با اهدای لوح تقدیر ، تجلیل شد و در بخش تجلیل از رابطین جشنواره در شهرها و استانهای دیگر و وبلاگ نویسان (فراخوان جشنواره در بیش از 30 وبلاگ قرار داده شده بود) از محسن عباسزاده و عسگر علیائی کلیان(یاشیل) که به ترتیب رابط جشنواره در دانشگاه گیلان و استان البرز بودند با اعطای لوح تقدیر،تجلیل شد و همچنین در بخش تجلیل از نشریات از نشریات آوای اردبیل ، اردبیل فردا ، بایرام و آفتاب آذربایجان  با اهدای لوح تقدیر تجلیل شد و در بخش تجلیل از داوران از شهریار نعمتی از اردبیل ، منصور علی زاده و همت شهبازی از پارس آباد با اهدای لوح تقدیر و تندیس جشنواره تجلیل به عمل آمد.

پس از اتمام دور اول تجلیل ، نوبت به تجلیل از برندگان رسید و بهمن خادم مسجد ، عباد ممی زاده ، سعداله دنیوی و دکتر حسین محمد خانی به سن آمدند و از سولماز پورنعمت از نمین ، سیروس طبیب زاده از مرند و میهن کریمی از اردبیل با اهدای لوح تقدیر تجلیل شد و در بخش شعر فارسی از حسن معصومی از اردبیل  به عنوان نفر اول ، کریم ثوابی از تبریز به عنوان نفر دوم و سید هادی نژاد هاشمی از سبزوار و وحید طلعت از میاندوآببه عنوان  نفرات مشترک سوم با اعطای لوح تقدیر و تندیس جشنواره تجلیل به عمل آمد.

در بخش شعر کلاسیک ترکی از ایلقار موذن زاده از مشگین شهر به عنوان نفر اول ، لیلا سفیدیان از اردبیل به عنوان نفر دوم و ملیحه خیر از اردبیل به عنوان نفر سوم با تقدیم لوح تقدیر و تندیس جشنواره تجلیل شد ودر بخش شعر سربست ترکی از ابوالفضل ثوابی از تبریز به عنوان نفر اول ، مهسا عبدالعلیزاده از مشگین شهر نفر دوم  و زمان پاشازاده از پارس آباد نفر سوم با اعطای لوح تقدیر و تندیس جشنواره تجلیل شد و در بخش اشعاری که مضمون یایلیق و آنامین یایلیغی داشتند از رسول ایرانی از پارس­آباد به عنوان نفر برگزیده با اعطای لوح تقدیر و تندیس جشنواره قدردانی شد  و در آخر از خانم ربابه قلی زاده به عنوان مدیر اجرایی جشنواره با اهدای لوح تقدیر و تندیس جشنواره تجلیل شد. در اینجا باید ذکر شود تعدادی از تجلیل­شدگان در جلسه حضور نداشتند و لوح تقدیر و تندیس برندگان شهرهای دور به آنها ارسال خواهد شد.

پس از اتمام اهدای جوایز و اعلام ختم جلسه ، دوستانی که هر کدام از شهری بودند همدیگر را دیدند و لحظاتی به یاد ماندنی آفریدند و کسانی که از شهرهای دیگر آمده بودند از غیبت خبرنگاران ، روزنامه نگاران و صدا و سیمای استانی می پرسیدند ، شاید تنها نشریه ای که خبرنگار فرستاده بود نشریه آفتاب آذربایجان از تبریز بود.

لازم به ذکر است پول تندیس جشنواره را فرهنگ دوستان شهرستان مشگین شهر تقبل کرده بودند و از اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اردبیل به خاطر اعطای مجوز جشنواره و اهدای صد کتاب به  جشنواره و از اداره کل کتابخانه­های عمومی استان اردبیل به دلیل واگذاری تالار بیضای اردبیلی برای اجرای اختتامیه تشکر می­نماییم.

پس از اجرای اختتامیه تنی چند از شرکت کنندگان جلسه گزارشاتی برای جشنواره نوشتند و خالی از لطف ندیدیم قطعه­ای از گزارش (مهدی بابایی) را در اینجا بیاوریم:

"این جشنواره خیلی ساده و صمیمی بود و مرد بزرگی چون دکتر محمدخانی(گونئیلی) شاگرد خویش (ربابه قلی زاده) را در جمع حضار همکلاس سابق خود ذکر کرد... ؛ یکی از به یاد ماندنی­ترین بخش­های جشنواره تجلیل دبیر جشنواره به نمایندگی از تمام فرزندان نسبت به والدین خود ، از مادر بزرگوار خویش بود به طوری که وقتی پسری آزاده ، جوانمرد و پهلوان با آن بزرگی سجده وار خم شد و بوسه بر پای ناب­ترین عاطفه زد دیدگان حضار غرق اشک شوق بود ،آری چنین پسری را می توان پهلوان یاد کرد ، پهلوان..."

 

شورای روابط عمومی دومین دوره جشنواره آنامین یایلیغی   

 

ـ وبلاگ انتشارات آنامین یایلیغی:    http://e-yayliq.blogfa.com

لطفا تصاویر مرتبط با جشنواره را در ادامه ی مطلب ملاحظه نمایید.


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه سوم مهر 1390ساعت 15:27 توسط یاشیل| |

 

 

                خوانندگان صمیمی وبلاگ"اوزاق یوللار" در راستای آشنایی بیشتر با شاعران و نویسندگان معاصر بر آن شدیم تا گفتگوی ویژه ای را با یکی از چهره های صمیمی مطبوعاتی و ادبی معاصر،سرکار خانم "دکتر شادی باباخانی" انجام داده و در این پست درج نماییم.امیدوارم مورد پسند و رضایت شما بزرگواران قرار گیرد. 

دکتر شادی باباخانی در سال ۱۳۶۰ ـ (ه ـ ش) در تهران بدنیا آمد،وی تحصیلات متوسطه ی خود را در رشته ی علوم تجربی به پایان رسانید و سپس به منظور ادامه تحصیل وارد رشته ی دکتری حرفه ای دندانپزشکی در شهر تهران شد و با موفقیت تمام،تحصیلات عالی خود را به اتمام رسانیده و در حوزه ی تخصصی دندانپزشکی وارد بازار کار گردید.

دکتر شادی باباخانی از همان دوران کودکی علاقه ای زیادی به رشته ی دندانپزشکی داشت و دوست داشت وارد حرفه ای شود که نیاز به تمرکز فراوان داشته باشد!همچنین وی علاقمند بود که در آینده به نویسنده ی بزرگی مبدل شود،بطوریکه همیشه نویسندگان بزرگ را اولگوهای هنری خود قرار می داد!

دکتر شادی باباخانی در دوران دانشجویی ضمن اولویت قرار دادن تحصیل به فعالیتهای جنبی فرهنگی و ادبی(داستان نویسی) در مطبوعات پرداخت،بطوریکه در سالهای  ۱۳۸۴ـ۱۳۸۱ ـ (ه ـ ش) نامبرده فعالیتهای خود را در روزنامه های "جام جم" و "همشهری" به عنوان خبرنگار آزاد ادامه داد و در این سالها در مجلات "سروش نوجوان" و "کانون خانواده" و سایر نشریات داستان های ادبی و مقالات خود را منتشر ساخت.با همت و ابتکار ایشان در مجله ی کانون خانواده ستون "خاطرات دانشگاه" ایجاد و وی در آن نسبت به نوشتن ۶۰ عنوان داستان کوتاه مبادرت نمود.

بی شک دکتر شادی باباخانی از چهره های فرهیخته و پرتلاشی است که علیرغم فعالیت در حوزه ی طب،در حوزه های فرهنگی،ادبی و اجتماعی نیز آثار ارزشمندی را تقدیم علاقمندان نموده است.همچنین دل نوشته ها و مقالات علمی،ادبی،جامعه شناختی و فلسفی وی نیز سالهاست در عرصه ی مجازی(سایتها و وبلاگها) درج می گردد.دکتر شادی باباخانی را میتوان یکی از بی ادعاترین نویسندگان معاصر دانست که از محبوبیت بسیاری در میان ادب دوستان برخوردار هست.

اینجانب ضمن آرزوی توفیق روزافزون برای این چهره ی خدوم،برای خوانندگان محترم و با حوصله ی وبلاگ اوزاق یوللار نیز شادکامی و بهروزی آرزومندم.

 

                                                عسگر علیائی کلیان(یاشیل) 

 

 

سوال ۱ـ سرکار خانم دکتر باباخانی ضمن عرض سلام و تبریک عید خجسته فطر و تشکر از اینکه علیرغم ضیق وقت،وقت تان را در اختیار ما قرار دادید،لطفا ضمن معرفی خود بفرمائید که در چه سالی و در کجا متولد شده اید؟

ج سوال ۱ـ بیش از همه چیز از لطف شما ممنونم و از این که با ذوق و خلاقیت خود که امکان چنین مصاحبه هایی را فراهم می نمایید.بنده شادی باباخانی هستم و در سال ۱۳۶۰ ـ (ه ـ ش) در شهر تهران بدنیا آمده ام. 

سوال ۲ـ چرا و به چه دلیلی نویسندگی را انتخاب کردید،آیا از دوران کودکی این زمینه در شما وجود داشت؟

ج سوال ۲ـ رویای تبدیل شدن من به یک نویسنده بزرگ از همان دوران کودکی همرا من بود.در حقیقت می توانم بگویم نوشتن و خواندن برای من همیشه یک ابزار مفید برای رسیدن به آرامش و فراموش کردن دغدغه های عادی زندگی بوده است و خوب با گذشت زمان و خواندن کتابهای تخصصی تر،کم کم حوزه جامعه شناختی جایگزین داستان و رمان شد.البته هنوز هم که هنوز است گاهی دلم برای همان کتابهای ساده دوران کودکی تنگ می شود!

سوال ۳ـ از چه زمانی وارد فعالیت در فضای مطبوعات و به عباتی وارد حوزه ژورنالیستی شده و چه فعالیتهایی را تاکنون  انجام داده اید؟

ج سوال ۳ـ من از دوران دانشجویی وارد فعالیتهای مطبوعاتی(روزنامه نگاری و داستان نویسی) شدم.همچنین از سال 81 تا 84 در روزنامه های جام جم و همشهری به عنوان خبرنگار آزاد فعالیت داشتم و هم زمان در مجله های مختلف مثل" سروش جوان" و" کانون خانواده" و ... هم داستان کوتاه می نوشتم . یک بخشی وجود دارد در مجله کانون خانواده به نام خاطرات دانشگاه که من برای اولین بار آن را در این مجله ایجاد کردم و حدود شصت داستان کوتاه هم در موردش نوشتم!

 سوال ۴ـ به چه علتی رشته ی دندانپزشکی را برای تحصیلات عالی خود انتخاب کردید؟

ج سوال ۴ـ علت انتخاب رشته دندانپزشکی برای من یک علاقه شخصی از دوران کودکی بود،ضمن اینکه همیشه دلم می خواست شغلی داشته باشم که در آن کمتر صحبت کنم و بیشتر تمرکز داشته باشم.

 سوال ۵ـ آیا تاکنون از شما اثری هم بصورت کتاب منتشر شده است،لطفا عنوان نمائید؟

ج سوال ۵ـ در حال حاضر یک رمان نوشته ام که در وزارت ارشاد منتظر دریافت مجوز است و در کنار آن دارم روی رمان دیگری کار می کنم که امیدوارم تا یکی دو ماه آینده تمام شود و بتوانم آن را به دست ناشر بسپارم.

 سوال ۶ـ توصیه شما به عنوان یک نخبه به قشر جوان جامعه و هم نسل خود چیست؟

ج سوال ۶ـ البته من هنوز خودم را در جایگاهی نمی بینم که بخواهم به افراد هم نسل خودم توصیه ای بکنم،ولی به عنوان یک پیشنهاد می گویم که یکی از چیزهایی که در تعالی روح انسان موثر است،خواندن کتاب است.بنابر این اگر کسی واقعا دوست دارد در زمینه روحی و فکری پیشرفت داشته باشد،باید خواندن کتاب را حال در هر زمینه ای که باشد به یکی از اولویتهای خود تبدیل کند.

 سوال ۷ ـ به چه حوزه هایی از نویسندگی علاقه دارید و به عبارتی قلم می زنید؟

ج سوال ۷ ـ در حال حاضر من بیشتر علاقمند به مباحث جامعه شناسی و فلسفی هستم و در کنار اینها رمان و داستان کوتاه را هم همیشه دنبال کرده ام.همانطوریکه شما میدانید بیشتر آثار من در حوزه ی داستان نویسی و رمان بوده ولی مقالاتی در زمینه های جامعه شناختی و فلسفه نیز منتشر ساخته ام.

 سوال ۸ ـ شما موفقیت انسانها را چگونه تعریف می کنید،آیا تعریف خاصی می توان برای آن ارائه نمود؟!  

ج سوال ۸ـ به عقیده من تعریف موفقیت یک تعریف نسبی است و موفقیت از دیدگاه هر فردی مفهوم مجزایی دارد،اما ساده ترین تعریفی که شاید بتوان برای آن در نظر گرفت این است که شما به عنوان یک انسان وقتی به گذشته خود نگاه می کنید به این نتیجه برسید که توانسته اید به بسیاری از آرزوها و رویاهای خود دست یافته و از زندگی در شرایط فعلی احساس خوبی داشته باشید. 

 سوال ۹ـ به مسافرت هم علاقه دارید،دوست دارید بیشتر به کدام مناطق سفر کنید؟

ج سوال ۹ـ من به مسافرت علاقه زیادی دارم و بیشتر دلم می خواهد به نقاط دور دست و ناشناخته ای که کمتر کسی دوست دارد به آن نقاط سفر کند بروم . مثلا کویر یا کوههای دور افتاده که طبیعت بکر و دست نخورده ای دارد و سکوت و آرامش را در آنها می شود به وضوح احساس کرد.

سوال ۱۰ـ در پایان بار دیگر از شما تشکر و قدردانی می کنم که دعوت ما را برای این گفتگوی صمیمانه پذیرفته و به تک تک سوالاتمان پاسخ دادید،ضمنا چنانچه مورد خاصی باشد به خوانندگان گرامی وبلاگ بیان فرمائید؟

ج سوال ۱۰ـ من هم از اینکه مرا برای این مصاحبه شایسته دانستید از شما تشکر می کنم و امیدوارم در ادامه این مسیر همچنان موفق و پیروز باشید.همچنین برای خوانندگان دوست داشتنی وبلاگ اوزاق یوللار نیز بهترین ها را آرزو می نمایم.

 

سایتها و وبلاگهای مرتبط:

۱ـ وبلاگ دکتر شادی باباخانی:

http://shadi-b.blogfa.com/

 

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم شهریور 1390ساعت 11:53 توسط یاشیل| |

Design By : nightSelect.com