یاد مجددی از قهرمانان ملی مون از جمله دکتر جاوید احمدی عزیز،یشکسوتان ،پهلوانان و سایر دلسوزان فراموش

«یاد مجددی از قهرمانان ملی مون از جمله دکتر جاوید احمدی عزیز،یشکسوتان،پهلوانان و سایر دلسوزان فراموش شده اين مرز و بوم»

به قلم:عسگر علیائی کلیان(عماد یاشیل)/

به تاریخ 1405/2/31

ضمن عرض سلام و ارادت خدمت شریف شما خوانندگان و علاقمندان و همراهان دوست داشتنی همیشگی ام،

انگار همین الان دارم کسانی که همواره درکم نموده اند رو در کنار خود تک،تک شون رو احساس می نمایم.

داستان دکتر جاوید احمدی عزیز هم دانشگاهی عزیزم که از قشقایی های با غیرت استان فارس که در اون سال ها در رشته ی گیاه پزشکی تحصیل می نمودند هم از داستان‌های جالب تاریخ محسوب می گردد

چرا که دکتر احمدی ماندگار تاریخ بخاطر اراده ی استواراش همواره دوید تا بتواند نامش را در بین دوستداران اش جاودانه نماید.

امروز صبح یکی از دوستانم که ایشان هم از هم دوره ای های نامبرده می باشند زنگ زده بودند تا مجددا قهرمان نام آور تاریخ رو در دل ها و اذهان مون زنده نمایم.

دکتر احمدی از جمله دانشجویانی بود که بعد از ماها در زمین چمن بزرگ دانشکده کشاورزی ابوریحان دانشگاه تهران دوید تا همواره برای ماها اعتباری دوباره ببخشد.

یادم هست دور اون زمین چمن روهمیشه می دویدم نه برای قهرمان شدن در تاریخ بخاطر رضایت دلم و همچنین بتوانم در درس تربیت بدنی هم نمره عالی کسب نمایم.

و متأسفانه چقدر افکارم محدود بوده و خودم رو همیشه سرزنش می نمایم.

شایان ذکر هست دکتر جاوید احمدی هی می دوید برای قهرمان شدن در مسابقات دومیدانی کشور بطوریکه توانست بعدا از قهرمانان نام آور رشته دومیدانی کشور عزیزمون نام خود رو در صفحات زیبای تاریخ درج نماید.

تک،تک هم دوره های دکتر احمدی اذهان می دارند که ایشون درکنار درس خوندن زیاد همواره مسیرهای مشخصی رو با دویدن های طولانی مدت طی می نمودند تا در بچه های دانشگاه انرژي مضاعفی بیافریند.

افکار جاوید احمدی دیگران را برای عبور از خمودی و استواری در اراده و داشتن انرژی‌ مضاعف رو ترویج می نمود.

کسی که همه را به تلاش مثال زدنی و فعالیت در هر لحظه دعوت می نماید می تواند همه رو به حرکت وادارد.

برايم شخصیت این انسان بزرگ همواره قابل ستایش هست.

وی و شخصیت متجلی اش رو همیشه از صمیم قلب دوست داشته و به آن می بالم.

آدم های بی ادعای زیادی هستند که هر کدوم شون یک قهرمان واقعی به حساب می آیند و احترام شون برای همه مون واجب هست‌.

در بین اساتید زحمتکشم،مدیران پاک سرشتم،همکلاسی های عزیزم،دوستان فرهیخته ام،همکاران خوب و بردبارم و همچنین هم روستاییان مهربان و فامیل های با غیرتم قهرمان زیاد دارم.

اگر قدر کسانی که به ما خوبی کرده اند رو بدونیم دنیا بهشت و از زندگی کردن در اون لذت خواهیم برد.

بیایم بیشتر از این ها قدر همدیگررو گرامی بداریم.

خدایا به عظمت خود و همچنین دلسوختگان ای سرزمین مقدسم آتش جن روبرحر بدار

«خدایا به عظمت خود و همچنین دلسوختگان این سرزمین مقدسم سایه جنگ رو به زودی از این کشور بر حذر بدار انشاالله... »


به قلم :عسگرعلیائی کلیان (عماد ياشيل)

به تاریخ: 1405/1/18

خدایا به عظمت و سترگی خود و همچنین دلسوختگان این آب و خاک جنگ رو در سرزمین مقدسم به پایان برسان انشاالله.

خدایا به عظمت آقا رهام های کوچولوی سه ساله و هم سن و سالان ایشون آتش این جنگ رو همین لحظه در سرزمین قهرمانان و شهیدان وطن التیام بخش...

خدایا مرا دریاب و همچون گذشته با معجزات بزرگ و به یاد ماندنی ات دست ما رو بگیر و خوشنودمان ساز.

خدایا هیچ وقت نشده برای کسانی که همیشه در این مرز و بوم جز شما تکیه گاهی ندارند دست رد بزنی،..........؟!

خدایا انسان های زیادی هستند از جمله: کودکان،نونهالان،نوجوانان و حتی خانم های متعددی که در ناراحتی شدیدی به سر می برند!
به خاطر اونها و همچنین همه ی انسان های شریف این مرز پر گهر آتش این جنگ رو از ایران عزیزمون بردار.......‌!
خدایا تو بهترینی و مملکت مون رو از شر این جنگ محفوظ و مصون بدار انشاالله.

خدایا با چشمان اشکبارم همین لحظه دارم با تو راز و نیاز می نمایم و جز آن خالق سبحان کس دیگری نداریم،پس دعایم که دعای حداقل 85 میلیون نفر ایرانی با قلوب و دل‌ها ی شکسته است قبول یفرما...
خدایا مکر شیاطین رو به خودشون برگردان...
خدایا به دادم برس تا قبل از این که اجانب و دشمنان منحسوس به این تمدن بزرگ ضربه ی دیگری وارد نمایند.
خدایا به ما و سرزمین مقدس مون لطف مضاعف عطا فرما.
خدایا در سختی ها جز تو کسی رو نداریم.
خدایا تو بهترینی و آنچه که به اذهان مون می رسه قابل قیاس با شکوه،عظمت و جلال و سخاوت ات نيست.
خدایا سال های،سال دیگه کشورعزیزمون جنگی رو با خوداش تجربه نکند انشاالله.
خدایا تنها تکیه گاه مون تو هستی و همچنین دعاهای مون رو مستجاب فرما.............!
خدایا دل هایمان رو همیشه خشنود ساز.
ما هم جز تو کسی رو نداریم و زبانم واقعا قاصر هست از بیان توصیف این همه عظمت و بزرگی ات.

که بتوانم دلنوشته ای مورد رضایت ات را فراهم نموده و به عبارتی از عهده ی آن برایم...............؟!


ولی هیچ وقت از عهده ی با تو بسته ام عقب نخواهم نشست.
خیرخواهی مردمی که جز شما کسی رو ندارن و خشنود نمودن دل اونها و همچنین دلگرم نمودن مردم سرزمین بزرگم همواره افتخار بزرگی برای این حقیر محسوب می شود.

و همیشه تا روزی که نفس می کشم خجالت خواهم کشید.
چون برای وصف عظمت و شکوهت هزاران کتاب هم نوشته شود باز کم هست.
در عمرم یک بار نشده با دل شکسته و چشمان اشکبارم از شما چیزی طلب نمایم همان لحظه با معجزات و کرامات بزرگ‌ ات دست رد بزنی.

خدای مهربانم خیلی دوست ات می دارم.
چون‌ می دانم جز راز و نیاز با آن خالق سبحان و رحمان دلم راَضی نخواهد شد.

معرفت انسانی دکتر محسن رضوان دوست

معرفت انسانی دکتر محسن ضوان دوست

به قلم:عسگر علیائی کلیان(عمادیاشیل)

8/1//1402

ضمن عرض سلام و ارادت خدمت شما عزیزان همانطوری که میدونید خیلی از اساتیدمون انسان هایی با خصوصیات انسانی بسیار بالا بوده و همچنان هستند.

از جمله اساتید خوب اون دوران دکتر سیروس اشیدری،دکتر اسداله میرکریمی ،دکتر غلامرضا طالقانی،دکتر محمد صفری،دکتر زهتابیان، دکتر محسن رضواندوست ،دکتر رضا اسدی مقدم، دکتر جواد غازانشاهی،دکتر داریوش مظاهری،دکتر حسن رضا اعتباریان، دکتر صدرالاشرافی ،دکتر میرعارفین و تعداد زیادی از اساتیدمون که واقعا انسان های بسیار فرهیخته ای بودند و برای هیچ دانشجویی نمره ی غیر قابل دفاعی ملحوظ نمی کردند.

البته تعدادی از اساتید مون هم با اینکه تعداد شون اندک بود و دانشجویان آن دوره علیرغم هزاران امید که راه غربت را پیش گرفته بودند بعضا بیش از اندازه در لحاظ کردن نمره حساسیت و وسواس به خرج می دادند و یک دانشجویی که دست اش به هیچ جایی بند نبود،چندین بار نمره بسیار پایینی منظور کرده و به عبارتی می انداختند.

در بین بچه های امور فنی و کشاورزی بخاطر دروس سخت اون رشته از دوستان عزیزمون و حتی در مابقی رشته های کشاورزی،عمران روستایی و بهداشت دانشجویان زیادی بودند که مشروط شده و به اجبار ترک تحصیل نمودند.

هیچ وقت معرفت انسانی دکتر محسن رضواندوست را فراموش نخواهم کرد،چرا که برای ما درس تغذیه دام تدریس می کرد.

در روز امتحان فکر می کردیم ساعت امتحانات مون ساعت 16 هست و وقتی به اتفاق دوست عزیزم آقای محمدرضا کشاورزیان به ساختمان آموزش دانشکده رسیدیم دیدیم همه ی همکلاسی هامون از جلسه امتحان خارج میشوند و وقتی از آقای خراسانی مسئول آموزش دانشکده کشاورزی پرسیدیم ایشان فرمودند زمان امتحان تون ساعت 14 بوده و خیلی ناراحت شدیم و به ایشان گفتیم کلی درس خونده بودیم و فکر می کردیم ساعت امتحانات مون ساعت 16 هست.

آقای خراسانی گفتند به دکتر رضواندوست بگید و ببینید نظر ایشان چی هست.

استاد وقتی متوجه شدند واقعا ساعت امتحانات رو درست متوجه نشده بودیم.

برای هر کدوم مون یک برگه سفید داد و همچنین ده تا سوال امتحانی عنوان کردند و ما هم سوالات را نوشته و در برگه های امتحانی مزبور پاسخ سوالات امتحانی این استاد بسیار با وجدان بالا را نوشتیم.