به قلم:"عسگر علیائی کلیان(عماد یاشیل)

توجه:خوانندگان محترم وبلاگ این دلنوشته قبلا در کتاب دیوارهای کاهگلی این حقیر منتشر شده و امیدوارم مورد پسند شما خوبان واقع گردد ان شاالله...

« بنام خداوند متعال»

خوانندگان ارجمند و دوستداران عزیز کتاب؛همانطوری که مستحضرید،قبلا چندین کتاب از اینجانب در حوزه ی شعر و ادبیات منتشر گردیده است،اغلب آثارم به زبان های ترکی ادبی آذربایجانی و فارسی منتشر می گردد.

معمولا کتاب هایم را بر اساس موضوع طبقه بندی و تدوین می نمایم که بر اساس موضوعات مشترک تهیه می گردد،کتاب حاضر نیز مجموعه ی دلنوشته های فارسی و داستان های ترکی اینجانب است. از آنجاییکه که هر دو از لحاظ موضوعی شبیه به هم می باشند انتخاب و تحت عنوان کتاب "دیواره های کاهگلی" انتشار یافته است.

تاکنون چندین عنوان کتاب شعر و یا سایر موضوعات ادبی و فرهنگی از اینجانب منتشر و کتاب های "بیر اتک سئوگی" ،"کاغذکنان نگین گم شده" و "خیال چلنگی" نیز هر

سه بصورت دو زبانه انتشار یافته است.

همانطوری که گفته شد؛ این کتاب کوچک مجموعه ای از دل نوشته های فارسی و حکایات ترکی است که تمامی داستان های آن واقعی می باشد،در برخی موارد بنا به ملاحظاتی اسامی اشخاص، با اسامی جایگزین به رشته ی تحریر درآمده است. شخصا بیشتر عمر ادبی خویش را مدیون تشویق اساتید و دوستان گرامی ام می باشم که همواره مرا مورد لطف خویش قرار داده اند. سال هاست بخش عمده ای از وقتم را صرف مطالعه،تحقیق و سردون شعر و نوشتن مقالات ادبی می نمایم؛که بخشی از آن در نشریات مختلف و سایتها و وبلاگ های زیادی منتشر گردیده است.

ادبیات بخش جدایی ناپذیر زندگیم به حساب می آید و به عبارتی با آن نفس می کشم. وظیفه ی ماست که حتی با نوشتن یک عنوان کتابی حتی با حجم اندک فراغت سالمی را در اختیار هموطنان عزیز خود قرار دهیم. سعی کرده ام در این کتاب واقعیت ها و اتفاقات روزمره زندگی ام را بصورت شفاف و با زبانی ساده و صمیمی با شما عزیزان در میان بگذارم.

از مطالعه و خواندن کتاب بسیار لذت می برم و سعی می کنم کتاب را با عشق غیرقابل توصیفی بخوانم.

به نظرم استفاده ی مفید از عمر را بایسته ی سرلوحه ی کارهای مان قرار دهیم و از سستی و تنبلی بیزاری جوییم. همیشه و در همه حال پویا و با پشتکار باشیم. به خودمان زحمت تلاش کردن و همت مضاعف را بدهیم. با توکل بر خداوند متعال می توان بر اغلب مشکلات فایق آمد. مثبت اندیشیدن را تمرین کنیم و آن را در صدرکارهای روزمره ی زندگی مان قرار دهیم.

برای آشنایی شما عزیزان مختصری از شناسه ی خود را بیان میدارم. من در خرداد سال 1347- (ه.ش) در روستای کلیان(کلگان) بخش کاغذکنان شهرستان خلخال که در حال حاضر از توابع شهرستان میانه به شمار می رود چشم به گیتی نهاده ام. طبیعت روستای کلیان که اغلب رشته کوههای سبلان از آن مشهود بود،مرا غرق شکوه و عظمت خلقت می کرد و همواره خالق یکتا را به خاطر این نعمت باشکوه شاکر بودم. تا کلاس چهارم ابتدایی در روستای کلیان تحصیل کردم. البته پدرم را در سال دوم ابتدایی از دست دادم و در دامان مادر زحمت کشم

تربیت یافتم. البته سال پنجم ابتدایی تا پایان مقطع راهنمایی را در روستای قوشه بلاغ(قوشابولاق) از روستاهای همجوار و با مردمانی مثال زدنی و خونگرم طی کردم.

مقطع دبیرستان را به تهران آمدم و در منزل تنها پشتیبانانم در آن سال ها که خواهرم و شوهر خواهرم بودند به ادامه تحصیل پرداختم. سپس تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی رشته ی مهندسی کشاورزی ادامه و به اتمام رسانیدم. ضمن اشتغال در یکی از موسسات تخصصی ژنتیک و اصلاح نژادی وزارت جهاد کشاورزی در کنار کارهای تخصصی به کارهای ادبی،فرهنگی و اجتماعی ام ادامه دادم. همچنین سال های مدیدی در مراکز علمی- کاربردی جهاد کشاورزی در سطح کشور به تدریس پاره وقت پرداختم. خوشبختانه دوستان زیادی طی این سال ها در حوزه فرهنگ و ادبیات و همچنین در حوزه ی تخصصی کشاورزی پیدا کرده ام و به بودنشان از صمیم قلب افتخار می نمایم،با خوشحالی شان خوشحال می شوم و از اندوهشان نگران و غمگین می شوم.

در فضای مجازی نیز در حوزه ی ادبیات نقش مختصری ایفاء کرده ام، در حوزه ی ادبیات با سرودن شعر،داستان وادبیات تنقیدی ورود پیدا نموده و به مرور زمان به حجم آن افزوده ام.

ابتدا چندین سال از تخلص های مختلفی از جمله (یاشیل) استفاده نموده و بعدها به خاطر ارادت قلبی ام به سیدعماد الدین نسیمی شاعر پر فروغ قرن هشتم-(ه،ش) (عمادیاشیل) را به عنوان تخلص نهایی انتخاب نموده ام.

شخصا نقد را همواره مایه ی ترقی تلقی می کنم،از نقد آثارم خیلی خرسند می شوم و تا جایی که امکان داشته باشد در جهت رفع نقیصه های آن می کوشم. پس مرا از نقدهای دلسوزانه ی تان بی نصیب نسازید.

از درگاه خداوند متعال برای تک،تک شما خوبان موفقیت های روز افزون آرزو می نمایم...،دست حق تعالی بهمراه تان باشد انشاالله.