خوانندگان محترم وبلاگ اوزاق یوللار،همانطوریکه میدانید ترکان ازبک در افغانستان عمدتا در صفحات شمالی و مرکزی از جمله فاریاب،شبرغان،مزار شریف و ... استقرار دارند که این حقیر در وبلاگ های اوزاق یوللار و آلقیش مطالب زیادی را در خصوص ترکان ازبک افغانستان و آثار ادبی شان به سمع و نظرتان رسانیده ام.

نکته قابل توجه اینکه تعدادی از برجسته ترین شاعران و نویسندگان معاصر ازبک در ولایت فاریاب افغانستان به دنیا آمده و به زبانهای ترکی ازبکی و فارسی دری آثار بی نظیری را خلق نموده اند.

اینک به منظور آشنای با بیوگرافی و نمونه ای از آثار ادبی شاعر معاصر و برجسته ی ازبک "عبدالرئوف نفیر فاریابی" چکیده زیر که توسط دوست و برادر اندیشمندم دکتر صبور نریمان از ترکان ازبک افغانستان تهیه شده و در وبلاگ "نیسایا" درج گردیده را حضورتان تقدیم می دارم.

امیدوارم همچون گذشته ارتباطات ادبی مان در حوزه ی مجازی با فرهیختگان کشور افغانستان اعم از دری زبانان و ترک زبانان(ازبک و ترکمن) بیش از پیش مستحکمتر گردد.

                                     عسگر علیائی کلیان(یاشیل)

 

-------------------------------------------------------

 

                                                        گردآوری دکتر صبور نریمان

 

« عبدالرؤوف نفیر فاریابی فرزند محمد رسول قلی برلات متولد به سال ۱۳۰۵ هـ. ش. وی از ملیت اوزبیک بوده در قریة اونجلاد مربوط ولسوالی حضرت امام صاحب ولایت فاریاب در یک خانوادة منور دیده به جهان گشود. تعلیمات ابتدایی را در مکتب ابتداییة اونجلاد تکمیل کرد و تعلیمات متوسطه را در شهر میمنه به پایان رسانید.

تا سال ۱۳۵۵ که آخرین سال کارهای دیوانی وی بود، در محاکم بلخ، فاریاب، تخار و جوزجان کارهایی داشت. عبدالرؤوف نفیر از همان آوانی که سوادش بر آمد به مطالعة آثار تاریخی و شعری علاقة خاص داشت. او به زبانهای  دری و ترکی اوزبیکی آثار فراوانی دارد و کارهایی هم در زمینة تذکره نگاری و لغت نویسی انجام داده است. رسالة «سخنوران جوزجانان» او که در بر گیرندة شرح حال شعرایی از علاءالدین اندخویی تا نادم قیصاری است قابل توجه و دقت میباشد. این رساله به گونة پراگنده در سالهای ۱۳۴۰ ـ ۱۳۴۱ در جریدة ستوری قسماً چاپ شده است.» (۱)

نفیر فاریابی در داعیة جهاد بر علیه قوای اشغالگر روس در فاریاب سهم قابل ملاحظه گرفت. و جهاد خود را با خسته گی ناپذیری از جبهة فرهنگ آغاز کرد و با تأسیس مکاتب دهاتی در مناطق تحت تسلط مجاهدین در فاریاب همراه با دیگر خدمتگذاران عرصة معارف چون مرحوم عبدالقدوس خان معلم به اولاد مردم علم و دانش آموخت، به اهتمام وی ده ها باب مکتب و تحفیظ قرآن کریم و ملای خانه گی در مناطق مختلف فاریاب که دور از ساحة کنترول دولت وقت بود، تأسیس گردید. وی ناصر خسرو وار سوار بر مرکب و گاهی پای پیاده از آن سوی مرزها، خورجینهای انباشته از کتاب را حمل میکرد، تا روحیة مقاومت ملی و جهاد بر علیه بیگانه گان را از آبشخور فرهنگ و معنویات سیراب کند. شادروان نفیر در دوران جهاد کارهای قابل یادکردی در عرصة فرهنگی و عرفانی انجام داد. از آن شمار میتوان از تجدید چاپ اثر معروف لکسیکالوژی (محاکمة اللغتین) امیر علیشیر نوایی نام برد که با مقدمه و اهتمام وی از طریق سلسلة نشرات فرهنگی (اتحادیة اسلامی ولایات سمت شمال) در پاکستان چاپ گردید.

نفیر فاریابی به زبانهای ترکی اوزبیکی، دری، پشتو و ترکی استانبولی تسلط تمام داشت و برخی از اشعار از وی به زبان ترکی موجود است. وی در عرفان و تصوف نیز دلبسته گی تمام داشت و پیرو طریقت نقشبندیه بود. نامبرده بر علاوة شخصیت فرهنگیش یکی از مبارزین و شخصیتهای ملی در صفحات شمال کشور بوده و در راه احقاق حقوق حقة ملیتهای محکوم کشور، بخصوص جامعة ترکی زبانان افغانستان مبارزاتی خسته گی ناپذیر انجام داد.

نفیر فاریابی برخی مکاتبات شعری با محمد امین سادم (اوچقون) یکی از مبارزین ملی و شعرای ترکی گوی کندوزی الاصل (فعلاً مقیم عربستان سعودی) انجام داده است. همچنان وی با ایرگش اوچقون (رفیق فطرتی) شاعر رسالتمند اوزبیک (فعلاً مقیم ایالات متحدة امریکا) علایق ایجادی نزدیکی داشته است همچنان با فقید نورالله خان قرایی نیز همسویی فکری داشت.

مرحوم نفیر تخمیسهای زیادی بر غزل استادان ادب ترک ـ اوزبیک چون امیر الکلام نوایی، محمد فضولی، مولینا لطفی هروی، میرزا سلطان حسین بایقرا، ظهیر الدین محمد بابر و همچنان ابن یمین معروف به «ملا اکة» جوزجانی بسته و یا هم با سرودن نظیره به استقبال آنها رفته است. قوت طبع و ایجادی وی به زبان اوزبیکی در افادة مضامین ملی و حماسی در حد استادی است. وی شناخت وسیعی از تاریخ و پیشینة فرهنگی ترکها داشته و این نکته او را از ایجاد کاران دیگر متمایز میسازد. وی کارهای در خور تأملی در راستای فولکلور شناسی انجام داده است، به همینگونه در قسمت طرح معما و تعمیه سرایی و صورت حل آن دست بلندی داشت.

شادروان نفیر فاریابی در دوران جهاد بر علاوة پاکستان به ایران و ترکیه سفر نموده و با دانشمندان آن سامان به تبادل افکار پرداخت، وی تقریباً هفت سال از عمر خود را در بحبوحة جهاد به طور پراگنده در پاکستان گذرانید.

حُجم کلی آثار نفیر فاریابی بر اثر بی توجهی و حوادث روزگار در امان نمانده است.

همچنان وی با مستشرق معروف انگلیسی «جوناتن ـ ال ـ لی» چندین بار در میمنه ملاقات نموده و اکثریت معلوماتی که در رابطه به تاریخ و تشکیل اتنیکی میمنه و فاریاب به قلم این مستشرق نگاشته شده، از وی اخذ گردیده است. چنانچه در رسالة «تاریخ میمنه از اوایل اسلام تا قرن بیستم» مرحوم نفیر اشاراتی به آمدن جوناتن ال ـ لی در سالهای ۱۳۶۰ و ۱۳۵۰ دارد.

مرحوم نفیر یک مسلمان کامل آگاه و معتقد و عالم به مسایل شرع شریف محمدی صلی الله علیه وسلم بود. در ضمن آگاه به مسایل قضایی و حقوقی بود، در مسایل میراث از لحاظ شرعی به حدی وارد بود که پیچیده ترین مسایل میراثی و ترکه را به نیکوترین وجه مطابق احکام شرع شریف حل مینمود. قضات وقت و مسؤولین امور قضایی در صورت بروز مشکلات از وی استمداد میجستند و بیشتر اوقات اهل قضاء و قضات وقت جهت آموزش مسایل قضایی و احکام آن نزد وی آمده زانوی ادب را بوسه میدادند. وی بعد از دوران تقاعد و بازنشسته گی در زمان حاکمیت داؤد خان در سال ۱۳۵۲ با گشایش «دار الوکاله» به دستگیری و معاونت آن عده از هموطنانش که زیر چکمه های سیاست استبدادی وقت حقوق ملی و اجتماعی شان لگد کوب میگردید، شتافت و سالها به حمایت از حقوق مدنی و شرعی آنان پرداخت.

برخی آثار وی در جریدة فاریاب طی دهة چهل و پنجاه با اسمهای مستعاری چون «ع ـ ارلات» و «اونلی» نشر گردیده است. وی دارای شش فرزند، دو دختر و چار پسر  بود که فعلاً فرزندانش در فاریاب زنده گی میکنند.

او در عرصه تاريخ و ادبيا ت تحقيقات زيادي را به انجام رسانيده و كتاب هاي قيمتداري در اين زمينه از ايشان به يادگار مانده است.

تنها  قسمتی از تاریخ میمنه  نفیر  توسط الحاج محمد کاظم امینی اقبال چاپ یافته است. چشم براه چاپ  تمام آثار ارزشمند این محقق برجسته کشور هستیم.

نفير به دو زبان ترکی ازبيكي و دري شعر مينوشت.
مرحوم نفیر فاریابی به روز ۱۷ سنبله سال ۱۳۷۱ در دشت بلوچ پایین در اثر یک توطئة خایینانه به طور وحشتناکی به شهادت رسانیده شد.

(۱) رنگین کمان شعر، مجموعة مؤلفین، ۱۳۶۹، میمنه، مطبعة دولتی فاریاب، ص ۱۱۰/

 

نمونه شعر :

آه ايرور هجر و غمينگدين كوزلريم نمناك راك

تانگ ايماس اولسه يوراكيم غنچه ينگليغ چاك راك

كيپريكينگ تيري يوره ك بغريمني پاره ايله گان

ناسور اولماي زخميغه قوي مرهمي چالاك راك

صف توتيب دور قصد ايلاب قتليمه قاش و كوزينگ

 غارت ايلر كونگل ايچره هر بيري بيباك راك

تير عشقينگ تيشدي  كوكسيم ني نوايي ايتكوديك :

(كورمادوك زخمي كه تيكگان ساري بولغاي چاك راك )

وه نفيرينگ اورته بان كوپ اونگه بيداد ايله بان

گرچه يوقدور عشقينگه بير كيمسه اوندن  پاك راك

 

             

منبع:وبلاگ ادبی" نیسایا"ـ ی انجمن ادبی سلسله ی موی دوست افغانستان
 
http://anisaya.blogfa.com/post-34.aspx