"ملالی شبنم " و نمونه ای از غزلیات وی
دوست بزرگوارم شاعره متعهد و توانا سرکار خانم" ملالی شبنم" متولد سال ۱۳۴۸ خورشیدی و فارغ التحصیل رشته ادبیات دانشگاه کابل می باشند که اینک به همراه خانواده خویش در کشور دانمارک سکونت دارند. در حدود بیست سال می باشد که این شاعره با وجدان و پر احساس به سرودن شعر پرداخته اند. ایشان در کنار فعالیتهای ادبی به روزنامه نگاری اشتغال دارند.
تاکنون دو جلد از مجموعه ی آثار وی تحت عناوین "افسرده خاطر" و "کاروان اشک" آماده چاپ گردیده است.این شاعره آزاد اندیش در شعرهای خود به عنوان یک بانوی پیشرو مسائل اجتماعی،فرهنگی جهان سوم را به تصویر می کشند.اینک غزلی تحت عنوان "غوغا" از این شاعره مبارز را می خوانیم.
"غوغا"
هـر لحظـه ز تـو در مـن شـوری دگــری بـر پــا
چـون لمعــه ی نــور تـو در سیـنـه شـود پیــدا
خواهم که شوم خاموش از زمزمه ی عشقت
امــا ز تــو انــدر دل صــد کـونــه شـود غـوغــا
سـودا زده ی عشقـت گـردیــده دل و جـانـــم
پیداست که در عشقـت آخر به شــوم رســوا
گــر خاطـــر مــن خـواهـی آزرده مـکـــن دل را
چون است مرا بی تو درد و غم و حسـرت هـا
شب ها ز غــم دلبــر مـی سـوزم مـی سـازم
ای کاش شـــوم روزی دیـوانــه در ایـن صحــرا
افســرده شــدم جـــانـــــا !در وادی هجـرانـت
گشتــم زغــم عشقت دل خسته و هم شیدا
"شبنـم" چـه تــوان داری؟بـا درد مکــن بـازی!
بیهــوده مـکـــن جـانـت آزرده در ایــن ســـودا!
"شبنم "
در پایان با تقدیم یک قطعه دوبیتی به شاعره گرامی، از درگاه خداوند منان برای ایشان و کلیه سخنوران و ادیبان سعادت و سربلندی روز افزون مسئلت دارم.
قطره ی بارانی!
پـاک و زلالــــی و قطـــره ی بــارانــی
"شبنــــم" آرمیـــده در شــاخســـــارانـی
مرا چه سخن گفتن از حسن و جمال ـتو!
همیشـه با صلابتی و امیـد بخـش یارانـی
"یاشیل"